پرواز
کنکور هم به خیر گذشت. همه دوست و آشناهای منم بچه زرنگ همشون قبول شدن. اونم چه رشته هایی!!! توی شهری که دوست دارن...تبریک به همشون. تبریک ۲: امروز تولد میناست. ۱۲ مهر. چه روز قشنگی. مینا جون تولدت مبارک. تبریک ۳: چقدر زود می گذره. یه زمان توی کوچه پس کوچه ها دنبال هم می دویدیم و بازی می کردیم. هر موقع می رفتیم مسافرت برا هم عروسک سوغات می آوردیم. اما حالا خیلی از اون روزها گذشته. حالا دیگه هر کدوممون به قول اونوقتهای تو آدم بزرگ شدیم. چقدر زود گذشت. اونوقتها یه لباس عروس داشتی که هر موقع می پوشیدیش مثل فرشته ها می شدی. و حالا لباس عروسیت تو رو برای من همون نازی کوچولوی ۱۲ سال پیش کرده. نازی جون. الآن تنها آرزوم خوشبختی تو هست. رسیدن به اونی که دوستش داری مبارک. بیشتر از چند ماهه که از یه نفر بی خبرم. یعنی بی خبر بی خبر هم که نه اما خیلی وقته ندیدمش. اونم کسی که خیلی حرفها برا هم زدیم. خیلی کمک خواستیم از هم. حالا من... اون... چی بگم. می دونم بازم کمک می خواد. تو بد موقعیتیه. اما حاضر نیست بیاد سراغم. برای بار هزارم می گم. حرفتو بگو. نترس و بیا جلو. قول میدم که بازم همصحبت خوبی باشم. منتظرم. اونقدر این روزها درگیرم که وقت نمی کنم چهارتا کلمه بزنم سر هم یه چیزی بشه بتونم بیام اینجا بنویسمش. به قول مینا ای فغان ای عشق... هر چی بهش میگم آخه درس چه ربطی به این چیزها داره باز میگه ای فغان ای ... طلوع شد و من هنوز مشقهای شبم را به پایان نرسانده ام. طلوع شد و دوباره دفتر ناتمام من به دست معلم خط خواهد خورد و او باز خواهد گفت ـ غروب پایان است....به طلوع اطمینان مکن ـ سلام. ..... آسمونی بمونید تا بیام.
کامپیوتر همه خراب میشد من بهشون می خندیدم حالا به سر خودم اومده. همین هفته بازم میام یه آپ درست حسابی می کنم. شما ها هم اول مشقهاتونو بنویسید بعد بیاید اینجا. آخه مامانم از بچه هایی که مشقهاشونو می ذارن برا آخر شب خوشش نمیاد. چه ربطی داشت؟؟
نمی دونم.
| Design By :
Night Skin |

