تبليغاتX
پرواز

پرواز

 

 

چقدر سخته. چقدر سخته. چقدر سخته. دلم می خواد بپرم و برم. اما پرواز رو یادم نمیاد. نمی تونم پرواز کنم.

دوباره دلم گرفته. دوباره مثل اونوقتها خسته شدم. بازم حس غربت اومده سراغم. مثل همیشه.... از زندگی خسته شدم.

 

 

نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 21:52 توسط من| |

 

خیلی سخته از کسی خوشت بیاد اما ازش چیزایی ببینی که نتونی تحمل کنی. خیلی سخته یه نفرو دوست داشته باشی ولی رفتارهایی کنه که...

توی این جور مواقع آدم احساس دوگانگی می کنه. حس می کنه کسی که تمام وجودشه داره ازش جدا میشه. مثل وقتی روح از بدن میره بیرون. بعضی وقتها از آدمها چیزایی می بینیم که برای همیشه فراموششون می کنیم اما خیلی سخته کسی رو فراموش کنی که....

وقتی اولین دروغ رو می شنوی ته دلت می لرزه. آخه اولین دروغ باعث می شه طرف مقابل فکر کنه می تونه مسائل رو با دروغ حل کنه. اونوقته که شیشه اعتماد می شکنه. اونوقته که همه اون تضادها قلبتو می شکنه....

وقتی جلوم نشسته بود فقط داشتم نگاهش می کردم. مثل یه خریدار که جنس رو برانداز می کنه. یه لحظه دلم می خواست داد بزنم. اما یه چیزی توی گلوم گیر کرده بود. داشت می خندید. دلم می خواست ازش فرار کنم و برم. اما بدنم خشک شده بود. نفهمیدم چی شد. نفهمیدم توی اون مدت چی گذشت. فقط یادمه که داشتم نگاهش می کردم. نگاهی خریدارانه...

 

نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت1385ساعت 18:17 توسط من| |


Design By : Night Skin