پرواز
گله ای ندارم. ولی دوست دارم بدونم اگر در خانواده ای متولد شده بودم که به من اجازه پوشيدن لباسهایی که دوست دارم رو مي دادند ، از دين و اسلام چه تعريفي داشتم! هميشه حق انتخاب زماني هست كه آزادي داشته باشي. وقتي ندونم چرا بايد اين لباس رو نپوشم چطور دينم اختياري است؟ اصلاً سم رو چطور ميشه شناخت؟ غير از اينه كه يه نفر امتحانش كنه؟ من هم مي خوام خودم زهر و پادزهر رو بشناسم. اين ميشه دين اختياري! هر چی فکر می کنم می بینم الآن فقط یه آرزو دارم و اونم اینکه آرامش امروزم رو از دست ندم. این روزها بهترین روزهایی هستند که تاحالا پشت سر داشتم. آرزومه که همیشه اینطوری باشه. چون فقط یه آرزو داشتم پس یه نفرو دعوت می کنم: الهام از كجا ، وز كه خبر آوردي؟ خوش خبر باشي ، اما ، اما گرد بام و درٍ من بي ثمر مي گردي. انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديّار و دياري- باري ، برو آنجا كه ترا منتظرند. قاصدك! در دل من همه كورند و كرند ..." پیوست: نمی دونم چرا گفتن بعضی چیزها برام خیلی سخته! مثل اینه که یه کار بزرگ کردم! خیالم راحت شده!!! دومین سالگرد تولد وبلاگ پرواز و .... بیستمین سالگرد تولد من !!!!!!! شاید معلوم باشه چرا این بار مثل همیشه از اول صبح اعلامیه پخش نکردم که تولدمه و این حرفها... از بیست ساله شدن هیچ وقت خوشم نمیومد و حالا... بیست سالگی برام یه مرزه. مرز بین دنیایی که خودم ساختم و دنیایی که آدم بزرگها می سازند. همیشه می ترسیدم که یه روز به این مرز برسم و بخوام ازش رد بشم. و امروز.... این اتفاق افتاد.
| Design By :
Night Skin |

