پرواز
به همه میگم اگر می خوان رابطه ام رو باهاشون همین طور که هست حفظ کنم حرفی نزنند که ناراحتم کنند. بعضی کلمات ضربه شدیدی به دلم می زنند و دلی که شکست... از وقتي بزرگ شدم ، حالا كه بيشتر اومدم توي اين جامعه ، حالا كه وسط اين مرداب قرار گرفتم مي بينم كه همه سعي دارند به نحوي زنها رو از انجام بعضي كارها منع كنند به اين بهانه كه بعضي كارها مردونست!!! این حرفها واقعاً برام سنگينه! مخصوصاً شنيدنش از آدمهايي كه... اصلاً به نظر شما زن و مرد قابل مقايسه هستند؟ درسته كه بخواهيم بين زن و مرد ، دسته برتر رو انتخاب كنيم؟ به نظر من كه تفاوت زن و مرد مثل مسواك و خمير دندون هست. ميشه بين اين دو يكي رو انتخاب كرد؟ این هم یک نمونه اش !!! روزنامه همین امروز !!! خودتون قضاوت کنید !!! "... همیشه می توانیم از خود بپرسیم کدام الگو به ما احساسی خوش می بخشد. و همیشه می توانیم همین سؤال را از كسي ديگر نيز بپرسيم. پرسيدن احساس كسي با پرسيدن نظر او يكي نيست. پرسيدن احساس كسي با پرسيدن سليقه او نيز يكي نيست. پرسيدن احساس كسي با پرسيدن نظر او درباره يك ايده نيز يكي نيست.پرسيدن احساس فقط پرسيدن احساس است و لاغير. توفيق در اين كار به موضوعي منوط است كه تا كنون به قدر كافي از آن سخن نگفته ام: اتفاق نظر فوق العاده انسان ها در احساسشان درباره الگوها. در علم كمترين آزمايشي هست كه در ان بر سر پديده اي چنين توافق فوق العاده اي حاصل شود. گاه يافتن احساساتي كه با واقعيت عجين باشند ، دشوار است. با اين همه فقط همين احساس حقيقي ، همين احساس است كه توجه مي طلبد ، همين احساس است كه تلاش لازم دارد ، و آن قدر اتكا پذير هست كه بتوان بر آن به توافقي رسيد. مي بينيم كه مفهوم الگوي متعادل عميقاً در مفهوم احساس ريشه دارد. اما با اين حال نيز خود احساسات جوهره ي موضوع نيست. خلاصه ، آنچه در غايت امر خطير است چيزي جز خود كيفيت بي نام نيست. " چند وقت پيش يكي از دوستهام كتاب معماري و راز جاودانگي رو مي خواست بخونه اما من نداشتمش. چند روز پيش توي كتابفروشي يه دفعه ديدمش. كتاب عجيبي بود. منم خريدمش. حالا هم از خوندنش سير نمي شم. گرچه يه خط درميون هم نمي فهمم چي گفته !!! نمی دونم این مردها چرا اینقدر اعتماد به نفسشون در مقابل خانمها زیاده!!! خصوصاْ موقع رانندگی! تا حالا نشده از یه مرد سبقت گرفته باشم و اوشون در صدد تلافی ضربه سخت روحی که بهشون وارد شده نبوده باشند!!! همین دیروز! بعد از اینکه با هزار تا بوق و چراغ زدن نتونستم به یه آقای نسبتاْ محترم !!! بفهمونم که اگر اين يك دفعه از جلوي من بره كنار به مردي بر نمي خوره ، جناب لطف كردند و براي جلوگيري از امر شرم آور سبقت گرفتن يه خانم از يه آقا ، سرعتشونو زياد كردند و در نتيجه هم ماشين خودشو زد داغون كرد هم ماشين يه بيچاره ديگه! جالب اينجاست كه ادعاي رانندگيشون هم ميشه! حالا بايد ديد با توجه به سهميه بندي بنزين باز هم اين آقايون محترم به خاطر تلافي كردن يك سبقت حاضرند مسيرشونو در تعقيب يك خانم طولاني كنند يا نه! ازش خواستم باهامون بیاد. جلوي اون خجالت ميكشه چيزي بگه. منم از یه خلوت شاعرانه خوشم نمیاد. هر چقدر تنها نباشيم، حرفهاي نگفته هم بيشتر ميشه! دوست ندارم اين سكوت از بين بره. با سكوتش حرفهاي بيشتري ميزنه. من مي خوام همينطوري بمونه! همه چيز مي شكند حتي صداي ما اما سكوت هرگز !!!
| Design By :
Night Skin |

