اینکه بعضی از شما نیستید و ما هم نیستیم قضا و بلایی است که دو بار و گاهاً سه بار در سال گریبانگیر جمیع دانشجویان میشود و اینکه بعضی از شما هستید ولی ما همچنان نیستیم رهایی شما از قید و بند درس را به سمع میرساند و بدین سبب خوشا به حالتان! گرچه خوشا به حالمان!
اینکه ایام امتحانات است و ما هم کماکان درگیر درسخوانی؟! برای خودمان هم جای سوال است. این کارها به ما نیامده بود گفتیم سال آخری بگذار ناپرهیزی کنیم. این سال آخری بودن مزایای دیگری هم دارد. انگار تمام دانشگاه به تکاپو افتاده. بعضیها به این نتیجه رسیدهاند که کار از کار دارد میگذرد و دستشان هنوز روی دستشان است. به همین سبب به امور خیری روی آوردهاند. ما هم از این فرصتهایی که شاید دیگر پیشنیاید! نهایت استفاده را برده و دو چندان مشغولیم! ... البته گلهای هم از تمامی عزیزان دارم. آخه این همه سال گذشت و از شما حرکتی دیده نشد. همین سال آخری که دانشجوی عزیز جز درس خواندن به امر دیگری فکر نمیکند توقعات شما بالا رفته! این هم شد زندگی! آخر عزیزان! تا جیک جیک مستانتان هست فکر زمستانتان هم باشد خب!
ببخشید که سر زده بودید و نتونستم سر بزنم. به زودی درصدد جبران برخواهم آمد.
سوء تفاهماتی پیش آمد! ولی خوشتر دانستم که رفع نشود ...
