پرواز
بدجوری توی ذوقم خورد. شاید هم توی ذوقمان. امیدهایی که یک شبه بیایند و یک شبه نابود شوند را دوست ندارم. وقتی کنترل وقایع دست انسان نباشد وقوع چنین اتفاقاتی اجتناب ناپذیر است. خوب میدانم که هنوز هیچ نمیدانم. شاید باید مدتی تمام این افکار و ذهنیات رو دور بریزم و خودم باشم و خودم. شاید این تنها راه آرامش باشد. اگر تا همین دو ساعت پیش به این فکر می کردم که شاید یک درصد احتمال وجود داشته باشه که رئیس دولت نهم، رئیس خوبی برای دولت دهم باشه! هنوز ۱۰ دقیقه از این مناظره کذایی نگذشته بود که هر کسی به وضوح شاهد فاجعه در حال وقوع بود! میتونم بگم فقط همینو از ایشون انتظار نداشتم که اونم ... متاسفم برای کشورم و برای ملتم. متاسفم... قلبم چنان درد میکنه که نظیرشو تا به حال ندیده بودم!!! میشه گفت یک اتفاق نادر افتاده! اتفاقی که آخرین نمونهاش ۱۱ سال پیش رخ داد! و بعدیش هم ۱۱ سال دیگه خواهد بود. اتفاقی که به دلیل علاقه من به عدد ۲، این بار برام خوش یمنتر هست و اونم بیست و دومین شمع زندگیم بود که خاموش شد. امسال سال جالبی بود. ۷۰ درصد هدیههایی که گرفتم کتاب بودند و خوشحالم که دوستهام حداقل می دونن کتاب تنها چیزیه که با هر سلیقهای که داشته باشن،خوشحالم میکنه. البته وبلاگم هم وارد یک سال جدید شد. امیدوارم این سال، بهتر از هر سال دیگهای برامون باشه. پ.ن اضطراری: لطفاً قبل از خرید کتاب، هماهنگی لازم را به عمل آورید تا کتاب تکراری خریداری ننمائید!!! در این راستا، خواهشمندم در تور یک روزه بازدید از کتابخانه اینجانب، شرکت به عمل آورید. ضمناً هزینه حمل و نقل، صبحانه و نهار را متقبل خواهیم شد.
| Design By :
Night Skin |

