پرواز
مثل کرم ابریشم، "در پوست خود نمیگنجم" ... هر روز قالب عوض میکنم
امسال سال بزرگی برام بود. جشن میلاد امام عصر بود و گرچه جای خیلیها خالی بود، اما مجلس اونقدر گرم و باشکوه برگزار شد که حس میکنم تمام اون آدمها حاجت گرفتن و رفتن. احساس میکنم واقعاً منتظر اومدنشم و توی این دنیا هیچ چیز اینقدر برام اهمیت نداشته و نداره. امسال که خداحافظیها رنگ و بوی دیگهای داشت و همه التماس دعا داشتن. باورم نمیشه که بالاخره اون سفری که همیشه بهش فکر میکردم رسید و دو روز دیگه عازمم. هیچ وقت اینقدر معنوی نشده بودم! گرچه ... کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست اما خب، بالاخره نوبت ما شد. اونم توی این اوضاع! امیدوارم سفرم مورد قبول حق واقع بشه و اون چیزی رو که باید بدست بیارم، پیدا کنم. به یاد همتون هستم.
| Design By : Night Skin |

